#کیارش_پارت_225
به ناچار گفتم:
- قبوله!
خدایا من کی بغض کردم؟ آریان متعجب نگام کرد و اومد بغلم کرد چشمم افتاد به طنین که اون همه لوله و دستگاه بهش وصل شده بود و اشکم سرازیر شد، گله ای نیست که چرا بهم نگفتن که طنین تو کماست چون به خاطر خودم نگفتن، خدایا قلبم تیر میکشه، شونه های آریان میلرزید داشت گریه داداشم داره گریه میکنه گریه شو دوست ندارم، چون با طنین نسبتی نداشتم پرستار اجازه نداد برم تو اتاق همینشم خوبه حداقل میتونم ببینمش، طنین گفت منو دوست نداره پس بهتره پیشش نباشم ممکنه با وجودم باعث آزارش بشم!
******
سه ماه بعد...
جلوی شیشه وایساده بودم طنین خانم امروز روز تولد سی سالگی منه، ولی من بی صدا گریه میکنم، بچه ها واسم جشن تولد گرفتن و گفتن باید برم منم میخوام برم، نمیخوای چشماتو بازکنی و بهم بگی تولدت مبارک؟ اصلا نمیخوام تبریک بگی فقط چشماتو باز کن و زندگی کن، به خدا دیگه اذیتت نمیکنم دیگه ناراحتت نمیکنم، اصلا هرچی تو بگی فقط چشماتو بازکن فقط همین!
ولی طنین هیچ حرکتی نمیکزد اون روز تولدمم تموم شد بچه ها خیلی سعی کردن که بخندوننم و من فقط لبخند مصنوعی میزدم ولی من آخرشم طاقت نیاوردم و گریه کردم، ای خاک تو سر متکه همیشه باعث ناراحتی دیگرانم با گریه من طناز و آریان و سیاوش و خاله فرانکم شروع کردن به گریه کردن هرکاری هم کردم آروم نشدن!
یک سال بعد...
بغضم گرفته وقتشه ببارم...
چه بی هوا هوای گریه دارم...
باز کاغذام با تو خط خطی شد...
خدا این حس و حال و دوست ندارم...
باز دور پنجره قفس کشیدم...
دوباره عطر تو نفس کشیدم...
اسمت هنوز دور گردنم هست من این طناب دار و از تو دارم...
( آهنگ بغض از مرحوم مرتضی پاشایی)
romangram.com | @romangram_com