#کیارش_پارت_215
بعدم دوتاییشون با هم از اتاق رفتن بیرون اینا یه ریگی به کفش شون هست بعد از چند دقیقه دکتر اومد و معاینه م کرد و گفت:
دکتر - چند تا آزمایش باید ازت بگیریم مشکلی که نداری؟
- نه!
بعد از دادن ازمایشا انتقالم دادن به بخش ساعت ملاقات همه اومدن دیدنم فقط طنین نیومد دلم گرفت یعنی اینقد از من بدش میومد که نیومده بهم سر بزنه؟ شایدم نتونسته بیاد اره همینه! لبخند زدم و گفتم:
- پس طنین کجاست؟
رنگ از رخ همه پرید نگران شدم نکنه بلایی سر طنین اومده باشه؟ خدانکنه رو کردم سمت کاوه و گفتم:
- کاوه بگو طنین کجاست؟ زودباش!
کاوه لبخند تلخ و پر استرسی زد و با من من گفت:
کاوه - کیارش ای...اینی... که میخوام...بهت بگم...خبر خوبی نیست!
نگران پرسیدم:
- چی شده؟
کاوه - طنین خانم...ا...الان... تو...اتاق عمله!
داد زدم:
- چی؟ این چه شوخیه مسخره ایه؟ دارید شوخی میکنید مگه نه؟
کاوه - نه به خدا!
بغضم گرفت ولی قورتش دادم با صدایی که به زور بالا میومد گفتم:
romangram.com | @romangram_com