#کیارش_پارت_208

اریان - ولی...
پریدم وسط حرفش و گفتم:
- عشق زوری نیست طنین خانم امیدوارم تو زندگی تون همیشه شاد و خوشبخت باشید!
بغض کردم کمی مکث کردم و بغضم به زور قورت دادم و با صدای ارومی ادامه دادم:
- خدانگهدار!
رو کردم سمت خاله فرانک و گفتم:
- خدافظ خاله!
خاله فرانک با ناراحتی گفت:
خاله فرانک - خدافظ!
از خونه اومدم بیرون سوار ماشین شدم و ماشین و روشن کردم پدال گاز و فشار دادم سرعت سنج سرعتم ۱۲۰...۱۳۰...۱۵۰...۱۸۰...۲۲۰... گاز میدادم و سعی میکردم ناراحتی مو با فشار دادن پدالگاز خالی میکردم ولی نمیشد به این شش ماه فکر کردم اریان چقد اسون با طناز عقد کرد سیاوش عاشق دختر همسایه شد حالا هم با هم نامزدن ولی مت چی یه عشق نافرجام رو گونه م دست کشیدم خیسه، طنین تو این شش ماه چادری شده بود چقد چادر بهش میاد تو عقد اریان و طناز اون لباسی که پوشیده بود چقد بهش میومد دیگه از اون لباسای نیم متری نمی پوشید صدای هق هقم بلند شد اریان تو تولد طناز واسش سنگ تموم گذاشت ولی من نمیتونم این کارو واسه طنین بکنم وقتی سیاوش نامزد کرد هدیه نامزدیش بهش سند دو دونگ خونه رو دادم عقد اریانم دو دونگ دیگه خونه رو کادو بهش دادم حالا اون خونه مال هر سه تامونه! اون روزا چقد طنین با من خوب بود ولی این دو هفته ی اخیر جواب سلامم به زور میداد ماشین با یه چیزی محکم برخورد کرد سرم محکم خورد رو فرمون یادم نبود کیسه ی هوای ماشینم خرابه ولی خوب شد حالا دیگه راحت میشم و میرم پیش مامان و بابام، سرم محکم برگشت و اومدم مسیر سرمو تغییر بدم که سرم محکم خورد به شیشه و دیگه همه جا سیاه شد!
*******
طنین:
طناز - طنین برات متاسفم تو لیاقت کیارش و نداری!
اریان - واقعا!
با عجز به خاله فرانک نگاه کردم ولی اونم با اخم روشو برگردوند دلم گرفت دلم میخواست داد بزنم به خدا منم کیارش و دوست دارم ولی نمیشه... نمیشه، رفتم تو اتاقم درو بستم و قفل کردم رفتم روتخت دراز کشیدم سرمو فرو کردم تو بالشت و بغض مو شکستم و صدای هق هق مو با گرفتن بالشت جلو دهنم خفه کردم یه ساعتی میشد که کیارش رفته بود اریانم بیست دقیقه پیش رفت ولی من برای خداحافظی نرفتم چون میدونستم چشمام قرمزشدن قلبم تیر کشید، صدای تلفن اومد هیچکس تلفنو جواب نمیداد رفتم و تلفن و جواب دادم!
- الو!

romangram.com | @romangram_com