#کیارش_پارت_177
کاوه - آره اینطورین ولی مثل شما دوتا نیستن که تا هم دیگه رو میبینید چشماتون مثل چراغ برق میزنه البته یکی از اونا هم تا اون یکی رو میبینه چشماش مثل چراغ برق میزنه ولی خب احساسش یک طرفه ست!
طنین - من که نیستم!
- منم نیستم!
کاوه خندید و گفت:
کاوه - من میدونم کیه خودشم میدونه که کیه همین کافیه، بحث و عوض نکنید آریان و طناز قبوله؟
آریان با دستپاچگی گفت:
آریان - خب چیزه من... من...نمیدونم!
طنازم از اون بدتر هول گفت :
طناز - منم... منم... نمیدونم!
کاوه - طناز خانم امروز به ترسا گفته که میخواد همه ی نمازاشو بخونه و دیگه دلش نمیخواد از اون مهمونی ها بگیره و همچنین میخواد مثل ترسا حجاب شو رعایت کنه، طناز خانم میخوام بدونم این حرف و جدی زدید؟
طناز بدون هیچ مکث و فکر کردنی محکم گفت :
طناز - آره!
کاوه - دلیلت واسه این کار آریان که نیست؟
طناز محکم تر از دفعه قبل گفت:
طناز - نه نیست، واسه اینکه فکر میکنم اینطوری بهتره!
کاوه مشکوک به طناز نگاه کرد ولی طناز کاملا به حرفش اطمینان داشت!
romangram.com | @romangram_com