#کیارش_پارت_172
- نمیخوام!
آریان - من باید از معذرت خواهی کنم درسته؟
طناز - آره درسته زود باش معذرت خواهی کن!
آریان - معذرت میخوام بابت کاری که فکر میکنم حق با خودم بوده و هست!
طناز پر اخم گفت:
طناز - نخیر حق با تو نیست، خواهش میکنم!
بقیه رفتن و لباسامو از تو ساک درآوردم و چیدم تو کمد آریانم لباساشو برگردوند تو کمد سیاوشم وسطای چیدن لباسا اومد و اونم لباساشو دوباره تو کمد چیدی و بعدم با هم گرفتیم خوابیدیم نمیدونم چقد گذشته بود که در اتاق و زدن و با چشمای بسته آروم با دست زدم تو سر آریان و گفتم:
- آریان پاشو برو درو باز کن ببین کیه؟
جوابی نیومد دوتا محکم زدم تو سرش و گفتم :
- پاشو دیگه!
آریان - من اینورم اون سیاوشه داری میزنیش!
یه لگد زدم تو پاش و گفتم:
- پاشو برو درو باز کن تا اون روی سگ مو بالا نیاوردی!
آریان - خودت پاشو برو به من چه!
یکی با پشت دست زدم بیخ گوشش
- پاشو برو درو باز کن، میزنم لهت می کنم!
romangram.com | @romangram_com