#کیارش_پارت_150
خو حق داره عمو آریان زد بچه شو ناکار کرد!
- عمو شما بزار بیاد من قول میدم دعوای فیزیکی نداشته باشن و لفظی هم تو جمع نباشه خوبه؟
صدای نفسی که عمو از سراسودگی کشید و شنیدم عمو میدونه وقتی قول بدم بهش عمل میکنم!
عمو - چون اصرار میکنی باشه؟
- ممنون عمو فقط به سیاوش بگید من ده دقیقه ی دیگه دم در خونه تون!
عمو - باشه!
- سلام برسونيد خدافظ!
عمو - بزرگی تو میرسونم خدانگهدارت!
گوشی رو قطع کردم و پرذوق گفتم:
- ایول!
طنین - پس بهتره من و طناز نیایم!
- چرا اونوقت؟
طناز - آخه ما که پسرعموی شمارو نمیشناسیم!
- خانم حرف دهن تو بفهم، هرچی هیچی نمیگم بدتر میشی!
رو کردم سمت آریان و گفتم:
- آریان تو از سیاوش متتفری ولی خداوکیلی تا حالا دیدی چشم به ناموس مردم داشته باشه؟
romangram.com | @romangram_com