#کیارش_پارت_128

- من که چیزی نگفتم خانم رادمنش، چیزی گفتم؟
یه قطره اشک از گوشه چشم طنین چکید طنین با صدای لرزونی گفت:
طنین - در هر صورت باید بمونید!
دهن باز کردم که چیزی بگم که طنین رفت و دهنم اتوماتیک بسته شد!
کاوه - بچه ها بعد از شام بلافاصله میریم باشه؟
همه با هم - باشه!
بعد از نیم ساعت شام سرو شد!
طنین - مهمونای عزیز شام حاضره بفرمایید!
همه با هم رفتیم غذاهامونو کشیدیم و اومدیم سرجامون نشستیم سریع غذاهامونو خوردیم و بشقابارو گذاشتیم روی میز کناری!
طنین - شما چرا غذا نکشیدید؟
- ما غذا خوردیم!
طنین با لحن سردی گفت:
طنین - حلاله!
- چی حلاله؟
طنین - با پول حلال صورت حساب غذاهارو حساب کردیم پس حلاله!
با تعجب نگاش کردم و گفتم:

romangram.com | @romangram_com