#خیس_مثل_باران_پارت_88

گیسو با گستاخی زل زد تو چشماش و گفت

_ با تو

اما همون لحظه احساس کرد یه طرف صورتش سوخت؛با پوزخند روشو کرد اونطرفو زل زد به درختای حیاط که کم کم داشت از نظرش دور میشد....

بفرما گیسو خانوم هر روز ازش کتک میخوری،آخه این آدم نیست که حیوونه.....

بعد از نیم ساعت کسل کننده که در سکوت گذشت آراد دستشو برد سمته ضبطو آهنگ "اسیری از شهرام شکوهی" شروع کرد به خوندن





((قصه ی عشقی که میگم عشق لیلای مجنونه،

با یه روایت دیگ؛ لیلی جای مجنونه؛

مجنون سره عقل اومده؛ شده آقای این خونه؛

تعصب و یه دندگیش کرده لیلی رو دیونه...))





گیسو آه پر سوزی کشید اشک صورتشو خیس کرد و با این حس که این آهنگو داره برای آراد میخونه با صدای بلند با خواننده ادامه داد





(( اما لیلی بی مجنونش؛دق میکنه میمیره

با یه اخمه کوچیکه اون دلش ماتم میگیره..

میگه باید بسازه و این مثله یه دستوره

romangram.com | @romangram_com