#خیس_مثل_باران_پارت_385


—الو گیسو خانومم چیزی شده؟

جیغی کشیدمو با ناله گفتم:—آراد فکر کنم وقتشه تورو خدا بیا...

صدای یا زهرای بلند آرادو شنیدم، شنیدم که به منشی گفت من میرم جلسرو کنسل کن...

همه چیزو میشنیدم اما از درد نمیتونستم کاری کنم...

۱۰ دقیقه بعد صدای لاستیک های ماشینو شنیدمو جیغ زدم..

که آراد بدو بدو اومد تو و با دیدن من داد زد:

—یا امام حسین، پس این طیبه خانوم کجاست..

جیغی زدمو با صدای تحلیل رفته گفتم:

—رفته خرید برای خونه آراد دارم میمیرم...

آراد که معلوم بود هول کرده هی اینو اونور میشد و اخر سر زنگ زد اورژانسو گفت:

--سلام آقا من زنم بارداره الان بچه حدود دو هفته زود تر داره به دنیا میاد من باید چیکار کنم...

—بله بله چشم خدافظ...

بدو بدو رفت تو اتاقو مانتو و شال و دامنی برام آوردو همینطور که هول هولکی تنم میکرد گفت:

—خانومم آروم باش الان میرسن.....الهی آراد فدات بشه....کاش من میمردم امروز نمیرفتم جلسه....شرکتو جلسه تو سرم بخوره....ای خدا آروم باش گیسو.....مرگ آراد تحمل کن الان میرسن...

دیگه کم کم داشت گریش میگرفت که صدای آژیر آنبولانس اومد...

با یه حرکت منو تو بغلش گرفتو با وجود سنگینی زیادم بدو بدو به سمته ورودی رفت...

۱۰ دقیقه بعد به بیمارستان رسیدیم و دکتر بعد از دیدن من سریع درخواست آماده کردن اتاق عمل داد...

*******************


romangram.com | @romangram_com