#خیس_مثل_باران_پارت_357
--اونجا میشه عزیزم، اگه فقط من ببینمش میشه...
با استرس به مردم که همه با لبخند نگاهمون میکردن نگاه کردمو گفتم:
--آراد تورو خدا بزارم زمین همه دارن نگاهمون میکنن..
با بیخیالی گفت:--خب نگاه کنن زنمی..
—آراد خب زشته...
چشمکی زدو رو به مردم با صدای بلند گفت:
--این خانوم خوشگلو میبینید که تو بغله منه؟ آقا این زنه منه! جونه منه! عمره منه! دلم میخواد محکم بغلش کنمو همه جا جار بزنم بابا من دوسش دارم جرمه؟؟؟؟
همه خندیدنو من از خجالت لبمو گاز گرفتم....
البته...
لذت اون چند جمله انقدر زیاد بود که تقریبا داشتم رو ابرا پرواز میکردم، اما شرم باعث شد بازم دستو پا بزنم...
انقدر دستو پا زدم که یہ دفعه تمام محتویات معدم به دهنم هجوم آورد و رو به آراد گفتم:
—آراد تورو خدا بزارم زمین حالم بده
نمیدونم چجوری اون حرفو بهش زده بودم که تو یه حرکت ناگهانی منو رو زمین گذاشت با سرعت دوویدم به سمته سطل آشغالی که جلوی سفره خونه قرار گرفته بودو تمام محتویات معدمو توش خالی کردم...
آراد با سرعت اومد سمتم زیر بازومو گرفتو گفت:
—گیسو خانومم حالت چطوره، قربونت برم چیشدی یه دفعه...
وقتی بدن بی حالمو تو بغلش گرفت با بغض گفت:
romangram.com | @romangram_com