#خیس_مثل_باران_پارت_321
چشمامو گشاد میکنمو میگم:-آراااااااااد تو آوردیش تو خونه...
با خونسردی میگه:
--آره و امشب میدمش به پلیس و میگم از اونجا پیدا کردم..
با ترس میگم:- نمیشه بسپاریش به پلیس شما دوتا نرین خطرناکه...
جفتشون با هم میگن :--نہ!!!!!!
با تعجب میگم :چرا؟
کیارش:--چون میخوام با دستای خودم یه حال حسابی بهش بدم...
بازم با ترس نگاهشون میکنم که کیارش میاد بغلم میکنه و میگه:
--آبجی نترس باشه؟ خیالت راحت سالمو سلامت برمیگردیم...
میزنم زیر گریه و میگم:
--من یه بار آرادو از دست دادم از بار دومش میترسم...
اخمی بین ابرو های پر پشت آراد میوفته و میگه؛
--چقدرم که تو نبودم بهم وفادار بودی...
با ناراحتی میگم:
—نبودم؟؟؟؟
با خشم نگام میکنه و میگه :
--بودی؟؟؟؟؟؟ کارت از صد تا خیانتم بد تر بود...
و بعد از این حرف با قدمای محکم از ویلا خارج میشه..
romangram.com | @romangram_com