#خیس_مثل_باران_پارت_198

شب عروسیم این عکسو رو دیوار دیدم....

لج بازی ها و کل کلامون...

شبی که بهم تجاوز کرد....

وقتی عاشقش شدم....

دستمو گرفتم به سرم داشتم منفجر میشدم مسخواستم جیغ بزنمو اسمشو صدا کنم سرم به شدت گیج میرفتو هیچ تعادلی نداشتم همه چی تار بودو صدای مبهم میشنیدم؛ دستی منو بغل کردو نمیدونم داشت به سمته کجا میبرد....

وقتی تصمیم گرفتم ازش انتقام بگیرم...

اون شبی که ماه کامل بودو آراد منو برد تو قصری از گل....

اولین جرقه ی انتقام تو همون شب بود....

شب عید....

رابطمون.....

موتور سواری و تکاف کشیدنا و جیغ زدناااااا و در آخر صدای کامیون و تمام.....

نه نه!!! من دیدم آرادمو بعد تصادف غرق خون دیدم؛ ازم خواست نخوابم....چشمای آبیش تو خون میدرخشید....تصویر اون لحظه انقدر برام پر رنگ شد که نمیدونستم کجام و تو چه شرایطی فقط دستمو گرفتم به سرمو با تمام وجود جیغ زدم:

__ آراااااااآاااااااااادددد آرادم تورو خدااااااا....

همه سعی میکردن آرومم کنن با چشمای اشکی بهم نگاه میکردنو منو دعوت به آرامش میکردن؛ اما آرامش بدون آراد؟؟؟ مگه ممکنه؟ مگه من میتونم تو هوایی نفس بکشم که آراد توش نباشه....جیغ زدم؛ التماس کردم:_ تورو خدا بگید آرادم زندس شما دارید اذیتم میکنید؛ خودم دیدم زنده بود تورو خدااااا....

همه بغلم میکردنو میخواستن آرومم کنن حتی الی؛ اما من آروم نمیشدم اگه آراد نبود تا آخر عمرم آروم نمیشدم....

جیغ میزدمو سعی داشتم از بغلشون بیام بیرون تا برم به همون اتوبان و آراد غرق در خونو از اونجا پیدا کنم؛ اما نمیشد داشتم جیغ میزدمو تقلا میکردم که ولم کنن که دستی قوی دوره شونه هام حلقه شدو منو زندونی آغوشش کرد؛ طوری که نمیتونستم تکون بخورم...

دستاشو رو کمرم میکشیدو سعی میکرد آرومم کنه و همش میگفت:__

__آروم باش ؛آروم باش تو باید به زندگیت ادامه بدی ؛باید درک داشته باشی اطرافیانت حالشون خوب نیست ؛اوناام مثله تو آرادو از دست دادن ...

وقتی اسم آراد اومد ؛اشکام بیشتر شد؛من نمیتونم بدون آرادم زندگی کنم؛مامان الهام اومد من و بغل کردو گفت:

romangram.com | @romangram_com