#خیس_مثل_باران_پارت_118

گیسو چینی به دماغش انداخت و گفت: مشروب خوردی؟

آراد:_ یهههه کمممممم خوشگلمممممممم

گیسو نگاه کرد تو چشمای آراد و نفهمید چی تو چشماش دید که سریع از تو بغلش اومد بیرونو یه قدم اومد عقب! این آراده همیشگی نبود این یه آدم عوضی بود! نگاهش طوری بود انگار که گیسورو بدون لباس رو به روش میدید...

آراد با یه حرکت گیسو رو تو بغلش گرفت و در حالی که به سمته اتاق میبرد گفت:_ کجا در میری خوشگلمممم یه شب خوب برات میسازم....

گیسو دستو پا میزدو به گریه افتاده بود

گیسو:_ چی از جونم میخوای وحشی عوضی به خدا جیغ میزنم تو یه اشغالی....

آراد با صدای بلند خندید و دستشو رو دهنش گذاشت...

گیسو رو پرت کرد رو تختو درو بست و از پشت قفل کرد؛ گیسو از موقعیت استفاده کرد و با بالشت زد تو سره آراد...

آراد قهقهه زدو گفت:_ واااااای چقد درد داشت....

به دنبال این حرف یه کشیده به صورت گیسو زد که پرت شد رو تختو از دهنش خون اومد...

گیسو به التماس افتاد: تو رو خدا ولم کن جونه هر کی دوسش داری...

آراد دوباره خندیدو خیز برد سمتش...

انقد دستو پا زد که عصبیش کرد با مشت زد تو دهنه گیسو چشماشو بستو همه چیز از دیدش تار شد و این بود جدایی از دنیای دخترونش.....





خدایا من درد میکشم ؛





تو چشمهایت را ببند ؛

romangram.com | @romangram_com