#خیس_مثل_باران_پارت_100
با شنیدن صدای بغض دار سهیل اول تعجب کرد؛ سهیل داشت برای یه دختر گریه میکرد؟؟؟ اما تعجبش سریع جاشو به عصبانیت دادو تقریبا فریاد زد
__ خفه شو آشغال..چقد بهت گفتم تا از حست مطمئن نشدی بازیش نده، ولی توعه آشغال اون دختررو نابود کردی خفه شو
_ آراد حق داری غلطه زیادی کردم فقط بگو غزلم چطوره
__چطور میخوای باشه داغونه، الانم داره میاد شمال پیشمون
_ منم میام
__تو غلط کردی؛ فعلا دورو برش آفتابی نشو تا ببینیم چی میشه
_ آراد بزار التماسش کنم منو ببخشه
__ خفه شو این کارا فایده نداره؛ صبر کن آبا از آسیاب بیوفته
_ پس مواظبش باش آراد؛ منم میرم به درده خودم بمیرم
__ بمیر خدافظ
خیلی عصبی شده بود اصلا باورش نمیشد یه روز اون دوتا که این همه همدیگرو دوس داشتن از هم جدا شن اما با دیدن صورت اشکیه گیسو همه جی از یادش رفت و به طرفش پرواز کرد
__ آخ آخ ببین چی دارم میبینم زنه من داره گریه میکنه
_ آراد دلم براش میسوزه سهیل خیلی نامرده
__میدونم میدونم شما دخترا خیانت سهیلو درک نمیکنید اما اون فقط به خاطر نیاز جنسیش رفته سراغ کسی دیگه وگرنه دیوونه ی غزله..
_ اگه دوسش داشت اینکارو نمیکرد
سرشو گذاشت رو شونه ی آراد و بی اختیار گفت:
__ توکه به من خیانت نمیکنی مگه نه؟
آراد اول تعجب کرد اما با دیدن سادگی و معصومیت گیسو لبخندی زدو با شیطنت گفت:
_ اگه اونجوری که من میخوام باشی نه!
romangram.com | @romangram_com