#خیلی_دلم_تنگه_برات_پارت_333
هم درحیاط و هم درخونه باز بود
داخل خونه که شدم دیدم هانا روی زمین به جلو خم شده مارتین رو هم بغلش مخفی
کرده بود
یکی از مردا هم خم شده بود و میخواست بلندش کنه
با دیدن اون صحنه خونم به جوش اومد و نعره زدم
_چه غلطی میکنی بی ناموس
دوتا چرخیدن سمتم
دویدم سمت هانا ولی قبل اینکه بهشون برسم اون یکی مرده اومد جلوم و باهم
درگیر شدیم
یکی میزدم یکی می خوردم
بی شرف خیلی قوی بود
حواسمم پیش هانا بود که اون یکی هانا رو مشت میزد و سعی میکرد مارتینو ازش بگیره
ولی هانا خم شده بود روی مارتین و هیچ رقمه بلند نمیشد
با یه حرکت ناگهانی محکم زدم بین پاش که دادی زد و افتاد زمین
تنها راه خلاص شدن از دستش بود
رفتم سمتشون . مرده حواسش نبود
منم از فرصت استفاده کردم و با پا یکی محکم کوبیدم به پهلوش
اینم نقش زمین شد . میدونم زورشون زیاد بود و اگه یهویی و توی حواس پرتی نمی
زدمشون آش ولاشم میکردن
زانو زدم کنار هانا و سرشو بلند کردم
romangram.com | @romangram_com