#خیلی_دلم_تنگه_برات_پارت_330
ترسیده سریع گوشی رو پرت کردم و دویدیم سمت اتاق ته سالن که یکیشون جلومو
گرفت
_کجا خانم خوشکله؟؟ بمون در خدمت باشیم
یه لحظه قلبم از حرکت ایستاد. ترسیده با جیغ گفتم:
_بکش کنار عوضی
و خواستم برم سمت اتاق که جلومو گرفت و دست برد سمت مارتین
جیغ بلندی کشیدم و مارتینو به خودم چسپوندم
_دست کثیفت رو به بچم نزن
بلند خندید و گفت:
_بهتره باهاش خداحافظی کنی چون دقیقه های اخرشه
ازترس قالب تهی کرده بودم. عقب گرد کردم تا فرار کنم که از پشت محکم با چیزی
برخورد کردم و بعد صدای اون یکی مرده بلند شد
_ کجا خانوم کوچولو؟ راه فرار نداری
این یکی هم دستش رو جلو آورد تا مارتین رو ازم بگیره که خم شدمو دستش رو محکم
گاز گرفتم
داد بلندی زد و سیلی محکمی زد تو صورتم که سرم گیج رفت وتلو تلو خوردم
بهم هجوم آورد و همین جور که مشت میزد تو دستام و پهلوم سعی میکرد مارتینو بگیره
از درد جیغ میزدم . جیغ مارتین هم بلند شده بود . برای اینکه نترسه خفه شدم و از درد
romangram.com | @romangram_com