#خیلی_دلم_تنگه_برات_پارت_268



_نکنه حوله رو هم کش رفتی؟
لبشو به دندون گرفت و ابروشو بالا انداخت
_ نه دیگه نه ...اینو از خونه اوردم برات
با ظرف آب رفت بیرون
گرسنه بودم.. دیروز صبحونه خوردم و دیگه هیچی نخوردم
بعد چند دقیقه اومد داخل باز
نشست لب تخت وسینی صبحونه رو روی پاش گذاشت


پنیر و کره و مربا و یه لیوان چای
همین
از صبحونه ی بیمارستان بیشتر از این انتظار نمیره
لقمه ای نون و پنیر گرفت و جلوی دهنم گرفت
_بگو آآآآآ
انگار میخواد به بچه غذا بده
_خودم میخورم
_خودم میخوام بدمت
چه بهتر... کیه که بدش بیاد. با اشتیاق دهنم رو باز کردم و لقمه رو خوردم.


بهترین و خوشمزه ترین صبحونه ی عمرمه. آروم آروم میجوییدم تا تموم نشه
دوست داشتم این لحظه ها رو

romangram.com | @romangram_com