#خیلی_دلم_تنگه_برات_پارت_232
عاشق ته ریش همیشگیش که همیشه صورتمو اذیت می کرد
عاشق هر چیزی که بهش مربوط میشه
حتی عاشق اذیت کردنا و حرص دادناش
خم شدم و گونش رو ب-و-س-یدم
چقدر امروز سربه سرم گذاشت
هنوز هم با یادآوریه حرفاش داغ میکنم.
چقدر خجالت کشیدم
دلش دختر میخواد
از من
اونم تا یه سال دیگه
فکر کنم منو با مرغ اشتباه گرفته
پررو پررو زل میزنه تو چشمام و میگه: )_اگه تا یه سال دختر نیاوردی زن میگیرم.(
آخ که دوست داشتم زورش رو داشتم و خفش میکردم
خیلی ناراحت شدم
وقتی اسم دوست مینا رو آورد نتونستم جلوی خودم رو بگیرم و اشک تو چشمام نشست
متوجه ی ناراحتیم و قیافه ی بغض آلودم شد وسعی کرد دلمو بدست بیاره و گفت)اخه با
وجود زنی مثله تو مگه مرض دارم تجدید فراش کنم؟(
و موفق هم شد تا حدودی
چقدرم براش ناز و عشوه اومدم من. خب چیکار کنم! دوست داشتم نازمو بکشه
romangram.com | @romangram_com