#خیلی_دلم_تنگه_برات_پارت_204



جوابشو ندادم و با بغض نگاهش کردم
_فکر نمیکردم نگرانم بشی. گفتم حتما خوابیدی وگرنه زود تر میومدم
با بغض_ ساعته منتظرتم که برگردی
فکر کردم اتفاقی واست افتاده
_عصبانی بودم. رفتم تا آروم بشم
غرورم رو کنار زدم و دستامو بلند کردم تا بغلش کنم


دلم آ-غ-و-ش گرم و مطمئنش رو میخواست
باید عطر تنش رو بو میکشیدم تا مطمئن شم کنارمه. منظورمو فهمید و بغلم کرد
عاشقش بودم
عاشق قلب مهربونش
عاشق درک و فهمش
عاشق عطر تنش
ولی حیف حسم یه طرفس
نتونستم جلوی احساساتم رو بگیرم و روی شقیقش رو ب-و-س-یدم


_ممنونم که هستی
وجودت بهم آرامش میده
ضربان تند شده ی قلبش رو احساس کردم. یعنی میشه من صاحب این قلب بشم؟
یعنی میشه؟

romangram.com | @romangram_com