#ایسکا_پارت_192
سکوتمون پر بود، پر بود از یه عالمه حرفهای ناگفته و شیرین.
«واژه رنگ زندگی بود وقتی تو فکر تو بودم
عطر گل با نفسم بود وقتی از تو میسرودم
از تو میسرودم
ساده بودی مث سایه مث شبنم شقایق
مث لبخند سپیده مث شب گریهی عاشق
بی تو شبها آیینه روبهروی غم گرفته
پنجره بازه به بارون من ولی دلم گرفته»
چونهش رو گذاشت روی سرم و نفس عمیقی کشید.
- موهام رو دوست داری؟
رک و صریح جواب داد:
- دیوونهی عطرشونم.
و باز هم یه نفس عمیق دیگه. لبخندم عمیقتر شد و بیشتر بهش چسبیدم.
«واژه رنگ زندگی بود وقتی تو فکر تو بودم
عطر گل با نفسم بود، وقتی از تو میسرودم
از تو میسرودم
وقت راهی شدن تو کفترا شعرامو بردن
چشام از ستاره سوختن منو به گریه سپردن
رفتی و شب پر شد از من، از منو دلواپسیها
رفتی و منو سپردی به زوال اطلسیها»
romangram.com | @romangram_com