#این_مرد_امشب_میمیرد_پارت_151
ای خدای عالم چگونه باورم شد
آن که روزگاری پناه و یاورم شد
سایه اش نماند همیشه بر سر من
زیر لب بخندد به مرگ و پرپر من
زیر لب بخندد به مرگ و پرپر من
رفتی و ندیدی که بی تو شکسته بال و خسته ام
رفتی و ندیدی که بی تو چگونه پر شکسته ام
رفتی و نهادی چه آسان دل مرا به زیر پا
رفتی و خیالت زمانی نمی کند مرا رها
ای به دل آشنا ، تا که هستم بیا
وای من اگر نیایی ، وای من اگر نیایی....
قهوه اش را روى ميزش گذاشتم:
_ امر ديگه اى ندارى
_ بشين يكم اين پوشه ها روى اون ميزو سر و سامون بده
_ فايل همه رو تو سيستمم دارم
_ اينا رو هم مرتب كن
romangram.com | @romangram_com