#هورزاد_ملکه_آتش_پارت_184
- وقتی به تخت پادشاهی رسیدیم، تو باید بر روی آن بنشینی.
باحرص نگاهش کردم و خواستم حرفی بزنم، که پیش دستی کرد و گفت:
- این از قوانین است، عزیز جانم.
لبام رو محکم روی هم فشار دادم.
یعنی چی؟ وقتی خود پادشاه هست، من چرا باید بشینم روی تخت؟
وارد قصر شدیم. واو! چه خوشگله!
حتی از قصر آرسین اینا هم، خوشگلتره.
روی فرش قرمزی که انتهاش، به تخت بود راه میرفتیم.
دوطرف فرش قرمز، میز و صندلی بود و فکر کنم واسه مهمون بود.
روبه روی تخت سلطنتی طلایی رنگ، که نقش اژدها بود ایستادیم.
باغرور خاصی از پله ها بالا رفتم و روی تخت، نشستم.
البته خودم راضی به این کار نبودم. نفس عمیقی کشیدم و گفتم:
- میتوانید بنشینید.
romangram.com | @romangram_com