#هیچکسان_(جلد_سوم_حقیقت_رمانتیک_قتل)_پارت_235

داروین – خب بکن، به من چه؟...(خندید)...شوخی کردم، چه کاری از دست من برمیاد؟!

- بگو چجوری باید احضارش کنم.

داروین – آهـان، باشه من کمکت می کنم....خب، به جز قرآن به کندر و سندروس هم احتیاج داری.تو خونه اینا رو داری؟

از جام بلند شدم و رفتم سمت آشپزخونه.

- فک کنم داشته باشم.میگم تو مطمئنی اگه این کارو بکنم فقط هاموس ظاهر میشه؟ می ترسم جن دیگه ای هم بیاد و بیچاره شم!

داروین – آره، اگه درست انجامش بدی فقط هاموس میاد.

وارد آشپزخونه شدم و در کابینت رو باز کردم.

- پیداشون کردم.خب حالا باید چی کار کنم؟!

داروین – خوب گوش کن یه وقت اشتباه انجامش ندی.اصن می خوای حرفامو یادداشت کن که یادت نره.

- نه، بگو.یادم می مونه.

داروین – خب، اول باید چهار بار آیت الکرسی رو بخونی بعد هم سوره ی توحید رو.

یهو صدای حامی رو از پشت تلفن شنیدم که گفت : نه احمق، یه بار آیت الکرسی، چهار بار توحید!

- حامی اونجاست؟!

داروین – آره اینجاست.شنیدی که چی گفت؟

romangram.com | @romangram_com