#حسی_مثل_دلتنگی_پارت_200


از روز اولي که ديدمت .

اما تو نامزد رايان بودي .

نميدوني به چه سختي خودمو کنترل ميکردم .

اما الان آزادي ، با من بودنو امتحان کن ! قول ميدم هرچي بخواي به پات بريزم

فقط با من باش!

با تمام توان دستمو پس ميکشم

نفس نفس زنون و با عصبانيت ميگم :

-اين کارات چه معني ميدن ؟؟؟

+معني عشق .من ديوونت شدم .

اينو بفهم ! خيلي دوست دارم . هر شب و هر روز جلوي چشممي

اعصابم متشنج ميشه .

داغون ميشم ، ديوونه ميشم .

هيستيريک ميلرزم و ميگم :

-بس کن ! خواهش ميکنم .

به سمتم مياد بازوهامو ميگيره .تکوني بهم ميده و ميگه :

-بس نميکنم .

ديگه از دستت نميدم ! من ديوونه ي تو ام .

چرا درکم نميکني ؟


romangram.com | @romangram_com