#حسی_مثل_دلتنگی_پارت_170
بلوز شلواري که نميدونم کي پوشيدم از تنم درميارم
دوش آب سرد رو باز ميکنم ..حتي ذره اي آب گرم بهش اضافه نميکنم .
ميرم زيرش، نفسم بند مياد اما طاقت ميارم .
از امروز من بايد در مقابل خيلي چيزا طاقت بيارم .
از امروز رايان رسما مال کس ديگه اي شده و ديگه مال من نيس
امروز روزيه که من بايد تبديل به سنگ بشم
بايد چيکار کنم تا دنيا دوباره به جشمم قشنگ بشه ؟
درست به قشنگيه همون لحظه هايي که با رايان بودم !
*کمي که فکر ميکنم ميبينم
دوجين کار سرم ريخته...
اول بايد خورشيد را به آسمان سوزن کنم
و بعد منت ماه را بکشم تا به شب برگردد
سپس بادها را هل بدهم تا دوباره وزيدن بگيرند ...
و آنقدر با گل ها حرف بزنم تا به ياد آورند روزي زيبا بوده اند ...
بعد از تو ....اين دنيا
يک دنيا ...کار دارد
تادوباره دنيا شود *
بدون اينکه از شامپو استفاده کنم شير اب رو ميبندم حوله ي سفيدمو دور خودم ميپيچم .
romangram.com | @romangram_com