#حسی_مثل_دلتنگی_پارت_130


دستي به يقه ام ميکشم .

هوا کمه . خيليم کمه .

وجودم از حسادت وحشتناکي پر شده .

نگاهم يک لحظه هم از دست آنديا که، دور بازوي رايان حلقه شده برداشته نميشه .

چقدر سخته خدايا .

چقدر سخته گوشه اي بشيني و تماشاگر دامادي کسي باشي که يه روز فکر ميکردي عروسش تويي!

با وجودي که متعلق به يکي ديگه است ...اما قلبم با ديدنش عجيب بيقراري ميکنه ...

بدون اينکه بخوام بهش خيره ميشم ..

آهنگ شاديه و همه در ظاهر خوشحالن بي توجه به آهنگ براي خودم شعريو زير لب زمزمه ميکنم :

*به خداحافظي تلخ تو سوگند نشد

كه تو رفتي و دلم ثانيه اي بند نشد

لب تو ميوه ممنوع، ولي لبهايم

هرچه از طعم لب سرخ تو دل كند نشد

بي قرار توام و در دل تنگم گِله هاست

آه بي تاب شدن عادت كم حوصله هاست

با چراغي همه جا گشتم و گشتم در شهر

هيچكس... هيچكس اينجا به تو مانند نشد

هر كسي در دل من جاي خودش را دارد


romangram.com | @romangram_com