#حصار_تنهایی_من_پارت_891
- فکر مي کني تا الان تقاص کارامو پس ندادم؟ اين زخم معده داره آروم آروم منو...
يهو دستشو گذاشت رو معدش و خم شد.
گفتم: نمي خواد حرف بزني!
سريع به بيمارستان رسيديم.
اومدم طرفش؛ درو باز کردم و دستمو گذاشتم رو شونش و کمکش کردم بياد بيرون. يه پرستار که تو حياط بود، وايساد به ما نگاه کرد. بعد با دو خودشو به ما رسوند و گفت:
- آقاي سعيدي؟ بازم زخم معدتونه؟
گفتم: خانم! مي شه کمکش کنيد؟
- الان برانکارد ميارم.
دويد سمت سالن بيمارستان. ما هم يواش يواش راه مي رفتیم که دو تا دکتر با دو خودشونو به ما رسوندن. با تعجب بهشون نگاه کردم. يعني آراد انقدر مشهوره که همه مي شناسنش؟!
دو تا دکتر مرد آرادو بردن داخل. رفتم سمت ماشين. الان بهترين فرصته که فرار کنم! هم ماشين دارم، هم...
- خانم! شما همراه آقاي سعيدي هستيد؟
برگشتم و گفتم: بله!
- سريعتر بيايد تو!
romangram.com | @romangram_com