#حصار_تنهایی_من_پارت_686
- وقتي کسي رو دوست ندارم، ديگه به چي فکر کنم؟
- نمي خواي امتحان کني؟
- چيو؟
- دوست داشتنو!
- نه... دنياي شما مردا رو دوست ندارم. دنياتون وحشيانه و بي رحمه. اگه کسي رو دوست داريد، از روي ترحمه... از بس جنس شما اذيتم کردن، ديگه علاقه اي بهتون ندارم.
- همه مون عين هم نيستیم!
- چرا همتون عين هميد. اول از عشق و عاشقي و دوست داشتن حرف مي زنيد اما به محض اينکه يکي بهتر پيدا شد ولش مي کنيد مي ريد سراغ اون.
- آيناز! باور کن اينجوري که تو فکر مي کني نيست. اگه چند نفر اذيتت کردن، دليل نمي شه نظرت در مورد بقيه مردا همين باشه... امتحان کن! يه نفرو دوست داشته باش، بعد مي بيني دوست داشتن چقدر لذت بخشه. مخصوصا اگه کنارت باشه، بهت آرامش مي ده ...نباشه دلتنگش مي شي... اگه اذيتت کنه ازش ناراحت نمي شي... حتي حاضري بخاطرش جونتم بدي.
نگاش کردم.حس هايی که مي گفت رو تا حالا تجربه نکرده بودم. لمسشون نکرده بودم. يعني چي حاضري بخاطرش جونتم بدي؟! يعني دوست داشتن يه مرد انقدر خوبه؟!
گفتم: من حق انتخابي ندارم. جز تو، آراد و پرهام هيچ مرد ديگه اي دور و برم نيست.
- خب يکيمونو دوست داشته باش!
- چه جوري آخه؟ من بايد يکي رو دوست داشته باشم که دوستم داشته باشه... آراد که اصلا حرفشو نزن، پرهامم که...
يادم افتاد که کامليا دوستش داره. نمي خوام عشق کامليا رو بردارم !
romangram.com | @romangram_com