#حصار_تنهایی_من_پارت_603


- ديگه حق نداري اسم مهتابو به زبونت بياري... فقط يه بار ديگه راجع به مهتاب حرف بزني، زبونتو مي برم.

نگام کرد و رفت بيرون. يه نفس عميقي کشيدم. نزديک بود کتکه رو بخورما! يعني انقدر مهتابو دوست داره؟!!

صداي جليز جليز ميومد. نگاه کردم آب جوش اومده بود. زير اجاقو خاموش کردم. بدون صبحونه رفت شرکت.

رو صندلي نشسته بودم که خاتون اومد تو و گفت: چته مادر چرا دمقي؟

- با آراد حرفم شد!

- بازم؟! من از دست تو چيکارکنم؟! دختر تو چرا نمي توني جلوي زبونتو بگيري؟! اين دفعه اگه بخواد بزنت کارش ندارم... بعد مي گي آراد بداخلاقه... کرم از خود درخته!

- مي گم... آراد مهتابو دوست داشته؟!

همون جور که وايساده بود، با تعجب گفت: تو مهتابو از کجا مي شناسي؟!

- هم عکسشو ديدم، هم ديروز در موردش حرف مي زدن.

- والا مهتاب خدا بيامرز...

يهو با صداي بلندي گفتم: مگه مرده؟!

- آره شيش سال پيش... دختر ماهي بود. مهربون و خوش اخلاق... تا قبل از اينکه فوت کنه همسايه ديوار به ديوار بوديم. بعد از فوتش پدر و مادرش از اين محل رفتن. مهتاب آقا رو خيلي دوست داشت اما آقا نمي خواست دختري رو وارد زندگيش کنه... مهتابم چند بار بهش گفته بود دوستش داره... آقا محلش نمي ذاشت. دختر بيچاره سه ماه تموم نامه هاي عاشقانه مي نوشت و مي داد دست من که بدم به آقا ... آقا هم بعد از خوندن پارشون مي کرد و مي ريختشون بيرون و مي گفت دختري که به پسري ابراز علاقه کنه و با نامه و پسغوم بخواد عشقشو ثابت کنه، اهل زندگي نيست... يه روز مهتاب با گريه اومد پيشم گفت با آراد حرف بزن؛ بگو خيلي دوستش دارم و نمي تونم به مرد ديگه ای فکر کنم، اگه براي آخرين بار جوابش نه بود خودمو مي کشم... منم پيغامشو به آقا دادم ...اونم با عصبانيت رفت خونشون و... ديگه نمي دونم اونجا چي به هم گفتن که دو روز بعد قرار شد ازدواج کنن. به باباش گفت که برن خواستگاري مهتاب اما آقا سيروس گفت بايد با فرحناز ازدواج کني... آقا هم قبول نمي کنه و پاشو مي کنه تو يه کفش که فقط مهتابو مي خواد... يک ماه تمام بينشون دعوا بود تا بالاخره آقا سيروس قبول کرد که برن خواستگاري... شب خواستگاري بهش خبر مي دن که مهتاب خودکشي کرده... آراد باورش نشد ... مي گفت بابام کشتش ... همون عکسي که تو ديدي، کنار جسدش پيدا کردن.

خيلي ناراحت شدم. چقدر گناه داشته. چقدر سخته آدم کسي رو که دوست داره، بميره!

romangram.com | @romangram_com