#حصار_تنهایی_من_پارت_1228
- بگو آراد... اسممو صدا بزن.
- ولم کن!
- تا نگي ولت نمي کنم. فکر نکنم اسمم از اميرعلي طولاني تر باشه که هر دو ثانيه يه بار به زبون مياري.
- ولم کن! نمي گم. روز اول تو گوشم خوندي بگم آقا... چشم آقا... نه يه کلمه بيشتر، نه يه کلمه کمتر.
بيشتر فشارم داد که حس خفگي پيدا کردم.
گفت: بگو آراد... بگو، خواهش مي کنم؛ فقط يه بار!
- باشه... ولم کن.
فقط دستشو شل کرد.
آب دهنمو قورت دادم. رو پنجه پا وايسادم و دم گوشش گفتم: آراد، ولم کن!
بازم ولم نکرد. منو بيشتر تو بغلش جا مي کرد.
گفتم: مگه نگفتي بگم ولم مي کني؟
- يه بار ديگه بگو آراد!
- هميشه زور مي گي... بخاطر همين کارات هيچ وقت ازت خوشم نيومد.
romangram.com | @romangram_com