#حصار_تنهایی_من_پارت_1212
گفتم: دختر مسن ديگه چه صيغه ايه؟! منظورت ترشيدست؟
لقمشو پايين کرد. لبشو گاز گرفت و گفت: زشته! نگو ممکنه ناراحت بشن! دختر مسن يعني دختر مجرد بالاي پنجاه سال خيلي پولدار!
من و آراد زديم زير خنده. با شوخي و دلقک بازي پرهام، شب رو به صبح رسونديم.
***
صبح سر ساعت مقرر حاضر و آماده تو سالن وايسادم. آراد اومد پايين. حسابي تيپ زده بود.
گفتم: تيپ فرحناز کش زدي! مي خواي به کشتنش بدي؟!
با اخم همراه لبخند گفت: فقط فرحناز کش؟!
- خب آره! مگه دختر ديگه اي هم مي خواي تور کني؟
رو به روم وايساد و گفت: آره ولي ماهي سمجيه. گير نمي افته. نمي دونم چند نفر براش تور پهن کردن ولي نتونستن بگيرنش؟ منم مي خوام شانسمو امتحان کنم.
خنديدم و گفتم: اگه ماهي گير تو باشي، ماهي سمجم اون، عمرا اگه بتوني بگيريش!
خواست چيزي بگه که پرهام با سرو صدا اومد پايين و داد زد: بريد کنار عشقم اومده! فرحناز جونم اومده!
سريع از کنارمون رد شد. دم در که رسيد، برگشت به من نگاه کرد و گفت: زشتو! خوش تيپ شدي!
سريع رفت بيرون. با تعجب به کارش نگاه مي کردم که ديدم آراد داره مي خنده. موبايلش زنگ خورد. از جيب کتش درش آورد به صفحش نگاه کرد.
romangram.com | @romangram_com