#حصار_تنهایی_من_پارت_1039
- يه کاري مي کنم عاشقم بشي. ببينم بازم مي گي ازم متنفري؟
- دلم اونقدر بيکار نيست که عاشق تو بشه... در ضمن علي هست. ديگه دلم جايي براي تو نداره.
پوزخندي زد و گفت: مهم نيست! خودم مي دونم چه طوري تو دلت جا پيدا کنم!
- امتحان کن! خدا رو چه ديدي؟ شايد تو عاشق من شدي و من قسر در رفتم!
به دستم نگاه کرد و گفت: داره خون مياد. برو يه چسبي، يه چيزي بهش بزن.
خواست بره.
گفتم: نمی خواد منو عاشق خودت کني! فقط رفتارتو باهام درست کن ... از روزي که اومدم، فقط اخمات و دعواهاتو ديدم... هميشه يه جوري باهام رفتار مي کردي انگار بردتم. آخه کدوم آدمی با خدمتکارش همچين رفتار هايي مي کرد؟... تو حتي بخاطر سگت منو انداختي تو انباري. يعني از سگتم پست تر بودم؟ تو حداقل حقوق هم بهم نمي دادي. چرا؟ چون بابتم پنج ميليون پول داده بودي... و بايد اين پولو با کار کردن پس مي دادم...
فقط نگام مي کرد.
گفتم: اصلا مي دوني من اسم دارم؟! اسممو بلدي؟! ويدا... دل آرام يا هر دختري که اولين بار مي ديدیش، اسمشو صدا مي زدي اما به من فقط مي گفتي اين... اين دختر با ما نمياد... اين دختره خدمتکار منه ... اين دختر زشته...اين...اين...اين... از بس گفتي اين، بعضي وقتا فکر مي کنم اسمم اينه ... مي دونستي از روزي که ليلا رو کشتي، کابوسش شده مهمون هر شب خوابام؟! توي اين پنج ماه، صبحي نشده که بدون کابوس ليلا از خواب بيدار شم. شايد من ليلا رو فراموش کنم اما با کابوساش چيکار کنم؟ مشکل من با تو الان فقط رفتارته ... به خدا اگه رفتارت با من درست بشه، تا آخر عمرم عين خاتون خدمتکار خودت و زن و بچت مي مونم اما با اين کارات نمي توني منو عاشق خودت کني.
- فکر مي کني علي مي ذاره تو خدمتکار من بموني؟
- اين زندگي منه، نه اون!
- پس حدسم درست بود، دوستش نداري... اما اون که دوست داره. با دلش مي خواي چيکار کني؟
- اگه رفتارت با من همين باشه، حتي اگه دوستشم نداشته باشم، باهاش ازدواج مي کنم... شايد بعدا عاشقش شدم.
romangram.com | @romangram_com