#‌هانا_پسر_تقلبی_پارت_197

اخمی کردم_برو بیرون میپوشم...

ماهان چشم غرهای رفت_دو دقیقه دیگه میام نپوشیده باشی خودم لختت میکنم...

و از اتاق خارج شد

اداشو در اوردم_نپوشیده باشی خودم لختت میکنم..

پسره ای..

با باز شدن ناگهانی در اتاق حرفم خوردم

ماهان_بهتره جای حرص خوردن و ادا در اوردن سریع بپوشی. .

لبخند خبیثی زد_یا علاقه داری خودم بیام برات بپوشم؟؟

با دست یکی تو سرش زدم_اگه تو دو دقیقه مزاحم نشی

همه چیز حله..

ماهان با اخم در بست پشت در تکیه داد

صداش از اونطرف در میومد_

تا 100 میشمرم میام داخل...

به دنبال حرفش شروع به شمردن کرد

1

2

3

4

5

یا خدا ...

هل کردم و تند تند لباسم رو کندم مشغول پوشیدن پیراهن زیر کت شدم...

21

22

romangram.com | @romangram_com