#همیشه_یکی_هست_پارت_99
- اين چه حرفيه خدا نكنه .
- فعلا كه خدا هر چي بلائه داره سر ما نازل ميكنه .
- نا شكري نكن . درست ميشه .
پوزخندي زدم و گفتم :
- هي عمو اگه ميخواست درست بشه كه ميشد . انگاري قفل زدن به اين زندگي ما . هر روز يه مشكل هر روز يه گرفتاري . از اين در ميري يكي ديگه خِفتِت ميكنه .
- الان جاي خواب نداري يعني ؟ كجا زندگي ميكردي مگه ؟
- توي يه مغازه . قبلا اونجا كار ميكردم شبا هم همون جا ميخوابيدم ولي الان طرف دَبّه در آورده ميگه باس خالي كني خوش ندارم كسي اينجا بخوابه .
- جايي رو پيدا كردي ؟
- نه عمو هيچ پولي تو دست و بالم نيست كه پول پيش بدم . موندم مَعطَل كه چيكار كنم .
عمو يكم فكر كرد و گفت :
- ايشاالله درست ميشه . غصه نخور .
سري تكون دادم و دوباره از پله ها رفتم بالا . چي ميخواست درست شه ؟
سماور و آتيش كردم و نشستم رو صندلي . چند دقيقه بعد سُها سر و كلش پيدا شد . اونم تو خودش بود . زياد پا پِيِش نشدم . حوصله ي غم و غصه هاي خودمم نداشتم چه برسه به يكي ديگه !
هيراد و فريدم ساعت 9 رسيدن دفتر . هيراد مثل همش يه راست رفت سمت اتاقش . حتي يه نيم نگاهم به آشپزخونه ننداخت . باز رفته بود تو قيافه . فريد رفت سمت سُها و آروم باهاش حرف ميزد چند دقيقه بعد وقتي گل از گل سُها شكفت خنديد و به سمت اتاقش رفت . اينام واسه خودشون دنيايي داشتنا .
ميز صبحونه رو چيدم و رفتم همه رو صدا كنم فريد و سُها رو زودتر صدا زدم ميخواستم به سُها بگم كه هيراد و صدا كنه ولي بعد فكر كردم ديدم اگه خودم صداش نكنم ميگه باز ناز كردم و قهر كردم ! بيخيال رفتم سمت اتاقش در زدم و رفتم تو داشت از توي كيفش دنبال يه چيزي ميگشت گفتم : - ميز صبحونه رو چيدم .
بدون اينكه نگام كنه گفت :
- نميخورم .
شونه هام و بالا انداختم و تو دلم گفتم ” به درك بمير از گشنگي ” داشتم ميرفتم كه گفت :
- تو اينجاهارو تميز ميكردي كليد پيدا نكردي ؟
- نه چطو ؟
- هيچي . ميتوني بري .
دوباره معلوم نيست كليدش و كجا گم و گور كرده ! چرا اين انقدر پَپِه بود ؟ برگشتم پيش سُها و فريد تا وارد شدم حرفشون و قطع كردن . يه لحظه حس بدي پيدا كردم . يه چايي واسه خودم ريختم و از آشپزخونه رفتم بيرون صداي سُها رو شنيدم كه گفت : - بلبل صبحونه نميخوري ؟
- نه ميخوام چايي بخورم .
اونم ديگه چيزي نگفت . روي مبل لم دادم و آروم آروم چاييم و ميخوردم و فكر ميكردم . واقعا كجا بايد ميرفتم ؟
romangram.com | @romangram_com