#هم_قفس_پارت_183

_من به همه کاری ندارم،باید خودم بشناسمش،پدربزرگش چه کاره اس؟وضعشون چطوره؟

_اوضاع مادیشون معمولیه،پدربزرگش قبلا دبیر بوده ولی حالا حسابداره،سنش خیلی زیاده،تقریبا هفتاد سه،چهار ساله اس.خیلی مرد با شخصیتیه.

پدر باز دو،سه تا پک عمیق به پیپش زد و گفت:

_اسم و فامیل و آدرسش رو برام بنویس.

بلند شدم و از روی میز یه تیکه کاغذ برداشتم و مشخصات ستاره رو نوشتم.هنوز یه نکته همه دیگه باقی مونده بود که باید بهش می گفتم.

_پدر هنوز یه چیزی مونده.

_چی؟

_ستاره دو سال پیش یه بار نامزد کرده ولی بهم خورده.

مجبور بودم بگم،اگه خودش بعدا می فهمید ممکن بود خیال کنه من از جریان بی خبرم.اون موقع هر چی قسم و آیه می آوردم باور نمی کرد،پدر چند دقیقه ای سکوت کرد،من هم همین طور ایستاده بودم و نگاهش می کردم.

romangram.com | @romangram_com