#هم_قفس_پارت_168
_چرا خوبم،خوابم نمی بره،میای بریم روی تراس بشینیم؟
_حتما.
_پس من می رم چایی درست کنم.
ستاره رفت پایین و من هم رفتم روی تراس نشستم.ده دقیقه بعد ستاره با یه سینی چای اومد و روی صندلی کنارم نشست،یه فنجون چایی گذاشت جلوی منو دوتایی محو دیدن دریا شدیم.قرص ماه توی آسمون هوا روروشن کرده بود،یه قایق هم توی آب بود،ساحل دریا هم رنگ مهتاب داشت.منظره بی نظیر بود.
_اون قایق که توی آبه خیلی دریا رو قشنگ تر کرده،افشین؟
_آره،واقعا زیباست.
_افشین؟
_جانم!
romangram.com | @romangram_com