#هم_خونه_پارت_173
چی میگفت؟
.هیچی. میگفت برای عروسی کیمیا حتما برم
.بهت گفتم نمیخواد بری خونه ی اینا... حالا بیا و تماشا کن
حالا مگه چی شده؟
ولی از این اصرار خوشم نمیاد.اصلا چه لزومی داره برای عروسی خواهر کامبیز تو بیایی؟ .فعلا هیچی
.یلدا با بیتفاوتی شانه ها را بالا انداخت و گفت خب نمی ام
...شهاب که تازه متوجه لحن صحبت خود شده بود گفت نه. مسئله اومدن با نیومدن تو نیست
.من...من دلیل این همه اصرار رو نمیدونم
و باز یلدا با خونسردی گفت خب دلیل خاصی نمیخواد. من یک شب مهمون اونها بودم و باهاشون دوست
شدم. حالا اونها هم من رو دعوت کرده اند... اگه بنظر تو هم اومدن من درست نیست من اصلا فکر اومدن
.رو هم نمیکنم
در حالی که اینطور نبود. او خوب نقش بازی میکرد و میدانست که برای این جشن شهاب را با میترا دعوت خواهند
کرد. خیلی دوست داشت چهره ی شهاب را وقتی که کارتها را بدست میگیرد و نام دعوت شدگان را میخواند ببیند
خیلی دوست داشت ببیند شهاب چه خواهد کرد در کنار میترا در آن جشن چه خواهد شد و چه خواهد دید؟
آن هم با وجود تیموری. در واقع یلدا برای رفتن به جشن از همه بیتاب تر بود. اما میدانست اگر خود را مشتاق
.نشان دهد ممکن است شهاب بر عکس عمل کند و مانع آمدنش بشود
...از طرفی برایش دشوار بود که حتی تصور کند تنها به آن جشن برود و شاهد آمدن میترا همراه شهاب باشد
.همانروز کامبیز برای دادن کارت دعوت به خانه ی شهاب آمد و یلدا با تعجب چهار عدد کارت دریافت کرد145
.کامبیز گفت یلدا خانم این دو کارت برای دوستانتون هست
یلدا با حیرت پرسید. فرناز اینا؟
راستش فکر کردم شما تنهایی نمیاین و بهتره با دوستانتون دعوت بشین. یلدا خندید و گفت . بله
.آخه فکر نمیکنم اونا بیان
.اون با من . فقط بگین اگه اونا بیان شما میاین
.خب من که دوست دارم بیام. اما شهاب چی؟ اگه اون بدونه که دوستام هم دعوت شده اند شاید خوشش نیاد
نه مطمئن باشید شهاب ناراحت نمیشه. اتفاقا اون هم دلش میخواد شما تنها نباشید. چون مجبورم تیموری
.و میترا رو هم دعوت کنم. بهتره که شما با دوستانتون باشین
.خیلی به دردسر میافتین. اصلا اومدن من زیاد مهم نیست
کامبیز با لبخندی خاص گفت برای ما که خیلی مهمه که شما باشین. مامانم رو که فکر کنم تا حدی شناخته
.باشین...ازصبح من رو کچل کرده بس که سفارش کرده شما رو هرطور که هست بیارم
.مرسی . اگه فرناز اینا بیان خیلی خوب میشه
شما فردا کلاس دارین؟
.بله صبح تا ظهر
خب من ساعت یک اونجام . خوبه؟
romangram.com | @romangram_com