#گودبای_تهران_پارت_224
سیاوش ساکت نشسته بود
هستی: ای بابا میشه از بحث فوتبال بیاین بیرون؟
علی: سیاوش نظر توچیه؟
سیاوش خیلی ریلکس گفت: با نظر هستی موافقم
هستی لبخند پیروزانه ایی زد
دختره اسکل نمیبینه طرف بچه داره بچشم اندازه یک گوریل بالغه و کنار من نشسته!
سرمو برگردوندم سمت نازنین
با نگاهش بهم گفت دیدی گفتم تو نخه سیاوشه!
منم با حرکت سرو نگاهم گفتم بیخیال اهمیت نده
خلاصه نزدیک یکساعتی این دختره مارو حرص داد! ویدام دست کمی از اون نداشت
همه بلند شدیم تا میز شامو بچینیم
نازنین مسئولیت سالادو به عهده گرفت
romangram.com | @romangram_com