#گودبای_تهران_پارت_211
+لطف میکنی گلم
با حرص کولمو انداختم پشتم
شالمو مرتب کردم ، اب دهنمو قورت دادم و خیلی متشخصانه از بین ماشین سیاوشو کامیار رد شدم!
خداشاهده هر ان فکر کردم ممکنه زیر نگاه های سیاوش اب شم!
به هر بدبختی بود خودمو رسوندم تو ویلا!
دره ویلا باز شد همانا!
دهنه منم باز شد افتاد کف زمین همانا!
پسرررر عجب ویلاااااااایی بود
درو بستم رفتم تو......خب همه تو خونه اشنا بودن! غریب کسی نبود
سپیده و نازنین با پری جونو امیررضا تو اشپزخونه بودن!
من حیرونو سرگردون وسط حال وایساده بودم!
+هوی ابولهُل
romangram.com | @romangram_com