#گودبای_تهران_پارت_210
با خنده کولمو زدم تو سینش.....با خنده رفت عقب
منم خندم گرفت
+بدببببختتتتت شوهررررت
کولمو اوردم بالا گفتم: کامی تنت میخاره هاااا
به سرتاپام نگاه کرد گف: اره ی مگس خاکستری گزیدتم
داد زدم: کاااااااااااااامی
+جوووووووووووووونم؟
اومدم ی چیز بگم که از پشت شونه های کامی چند فرسخ اونورتر سیاوش داشت سیگار به دست به ما نگاه میکرد
زکی ، این کجا بود دیگه!
ارومگفتم: کامی زشته سیاوش داره نگاهمون میکنه
+اوه اوه....خب خبرت بیا گمشو اینور دیگه
بعد هولم داد اینور
زیر لب گفتم: من بعدا تو یکیو به حسابت میرسم
romangram.com | @romangram_com