#غرور_و_عشق_و_غیرت_پارت_232

لبخند -خوبی؟؟؟
یعنی زور زد این و گفت ها . دهنش فقط باز و بسته شد ، انقدر تغییر کردم
واقعا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ -آره عالیم تو خوبی؟؟؟

من و کشید تو بغلش ، دوباره سرش و تو موهام فرو کرد ، دوباره غلغلکم داد که سرم
به سمت صورتش کج شد ، واییییی....
خندید و نگام کرد:
-بازم قلقلکت اومد؟؟؟
در حالی که سرم رو صورتش بود با لبای بر چیده شده گفتم:
-اوهوم
خندید ، یعنی مردا واقعا اینجور مواقع سست میشن ها ، سلاحه زنانه جواب میده
الان دارم به این موضوع پی میبرم.
جام و تو بغلش محکم تر کرد و با لبخند خوشگلش گفت:
-پس قلقلکی ؟؟؟ خوبه نقطه ضعفت دستم اومد.
لبام و جمع کردم:
-نخیر اگه خودم نخوام هیچ وقت خندم نمیگره
-که اینطور ... پس امتحانش میکنیم!!!
چشام و گرد کردم و قدمی عقب گذاشتم:
-نه ممنون قبلا صرف شده، باشه موقعیت دیگه امتحان میکنیم با دو به سمت اتاق
دویدم که گرفتم و بلندم کرد:
-کجا؟؟؟ هنوز مونده صبر داشته باش
جیغ میزدم و میخندیدم و خواهش میکردم من و زمین بذاره بینهایت قلقلکی بودم و
همیشه واسه این نقطه ضعفم شکست میخوردم ، رو مبل 8نفره انداختم و شروع
کرد به قلقلک دادنم ، میخندیدم و التماس میکردم.
اشکام میریخت ، اون بدون هیچ مکثی کار خودش و میکرد ، موهام از تو کش باز
شده بود و پخش صورتم شده بود.
بالاخره دست از کار کشید و کنارم بی حال افتاد من که دیگه رمقی واسم نمونده بود
. تو جام نشستم و سرم و رو پشتی مبل تکیه دادم ، در حالی که هنوز میخندید ،
سرش و رو پاهام گذاشت ، از حرکتش تکون خفیفی خوردم که خوابیده دستش و زیر

romangram.com | @romangram_com