#غرور_و_عشق_و_غیرت_پارت_209
، هر دختری اهل خیانته ، یکی با بدنش یکی با فکرش ، چرا دارم دیوونه میشم ، چرا
میخوام فقط مال من باشه ، نفس عمیقی کشیدم و سریع پشتم و بهش کردم
،چشام بستم وبا خودم زمزمه کردم:
اگه تمام زندگیم و به نامت کنم هیچ وقت دلم و به نامت نمیکنم ، نمیذارم عاشق
جنس شما که پر از خیانتین بشم .
قلبم تیر کشید و لی سردردم کمتر شد ، بین احساس و منطق فقط یک گردن فاصله.
-----------------------
با حرکت های نوسانی چشام باز شد ، سرم روی سینش ، موهام روی تخت پریشون
شده بود ، دستش روی کمرم بود پاهاش دور پاهام محکم بود. حلقه ای از موهام جلو
صورتش بود که با هر نفسی که میکشید بالا میپرید .
خنده ای کردم ، یاد دیشب افتادم ، شبی که بهم نشون داد که تا حدودی موفق شدم
، که جذبش کنم . دستم و تو موهاش کردم ، ولی من به خودم قول دادم که عاشقت
کنم ، و میکنم. لبخند مطمئنی زدم و آروم از روی تخت بلند شدم و به آشپزخونه
رفتم ، به ساعت نگاه کردم وای 0شده آرتام باید بره شرکت ، سریع چای سازو به برق
زدم ، میزو چیدم وپریدم تو اتاق هنوز خواب بود ، نشستم رو تخت:
-آرتام پاشو ساعت 0باید بری شرکت تکونی خورد ولی دوباره خوابید
دستم و گذاشتم رو سینش و تکونش دادم -آرتام با تو ام پاشو دیرت شده.
غلطی زد:
-بذار بخوابم دیشب دیر خوابیدم دو دستم و رو سینش گذاشتم و محکم تر تکونش
دادم:
-پاشووووووووووووووووووو دیگه
-یکدفعه برگشت و من و کشید تو بغلش و بین دست و پاهاش اسیر کرد از حرکت
سریعش نفسم بند اومد، دستش و گذاشت پشت گردنم و من وبه سینش فشار داد
-آیییییییییییییییییی
-بذار بخوابم دختر خوب خوابم میاد
ساکت شدم ، نیم ساعت گذشته بود و من فقط عطر تنش و به ریم میفرستادم.
دیدم نه دیگه حتی رئیسم باشه باید بره دیگه، حالا چجوری بیدارش کنم؟؟؟
فکری اومد تو ذهنم ، حلقه ای از موهام و تو دستم گرفتم ، و اروم تو صورتش کشدم
romangram.com | @romangram_com