#غرور_و_عشق_و_غیرت_پارت_205
خدایا چرا داره دستام میلرزه چرا دوست دارم گریه کنم چرا نیاز شدید دارم که تو
آغوش مردی باشم که با چشاش داره دیوونم میکنه ،
هرجا میری منو میبینی و کم داری منو
خدایا منم دخترم منم از جنس گلم ، لطیفم ، احساس دارم ، بعضی وقتا احساساتم
غلغلک میاد .
ناخداگاه برگشتم حالا بدون هیچ مانعی نگام تو نگاهش بود ، قدمی جلو گذاشتم ،
دستاش کنارش افتادن ، لبام میلرزید ، خداجون.... کمکم کن ...قدم دیگه ای
برداشتم.
آرتام:
تو دلت تنگه ولی انگار تو جنگه با دلم میزنی و میشکنی با خودت لج کردی دلم
این دختر داره با من چیکار میکنه ، ناخداگاه قدمی گذاشتم و بهش نزدیک شدم،
خیره شدم تو صورتش ، پوست گندمی روشن ، ابروهای کمونی قهوا ای تیره ، چشای
کشیده و درشت قهوه ای روشن ، مژ های پر مشکی ، بینی متناسب . وای خدا دارم
دیوونه میشم ، نگام رو لباش موند.
راه با تو بودن و سخت کردی که آسون برم چشم خوش رنگت چرا خیسه دوباره
خوشگلم
لبای پر صورتی ، خیلی وسوسه کننده بود، دختر روبروی من زیادی لوند بود ، گونه
های برجسته ، هیکل کشیده ،خوش اندام ، خوش تیپ .
حالا بگو کی دیده ، دستات و میگیره ، با تو میخنده تب کنی واست میمیره ، دست
کی شبا لای موهاته حالا خودم نیستم ولی یادم که باهاته ، آره خودم نیستم ولی
یادم که باهاته
نگام دوباره تو چشاش بعد رو لباش سر خورد ، نه من نباید تحریک بشم ، من آرتامم
پسر سخت و سردی که انقدر رو خودش کار کرد که با هر نگاهی نلغزه با هر صدای
وسوسه نشه ، باهر عشوه ای خام نشه ، حالا چم شده ، چرا دارم در مقابل دختر
روبروم که حالا زنمه ، دختری که به خاطرش جدیدا تا سرحد مرگ عصبی میشم ،
کم میارم .
این عشقه تو وجودت ، توی جونت ریشه کرده دل دوباره بی قراره ، داره دنبال من
میگرده
romangram.com | @romangram_com