#غرور_و_عشق_و_غیرت_پارت_203
به به طبقمون رسوندم، با ترس کلیدو تو قفل انداختم و با دست هایی که میلرزیدن
در و آروم باز کردم، چراغ ها خاموش بود ، بدون هیچ صدایی درو بستم و کفش هام و
در آوردم . با فکر اینکه خوابه ، نفس راحتی کشیدم ، آروم به سمت اتاقم راه افتادم ،
تو راه به در بسته اتاقش برخورد کردم و سریع گذشتم ، پریدم تو اتاقم و بدون روشن
کردن چراغ در وپشت سرم بستم ،به در اتاقم تکیه دادم و نفس راحتی کشدم.
-چه عجب تشریف آوردین
با صدای مردانه و عصبی آرتام از ترس جیغی کشیدم و خودم و بیشتر به در
چسبوندم . با عصبانیتی که سعی در پنهون داشتنش داشت ومیخواست خونسرد
نشون بده ، از روی تختم بلند شد و به سمتم اومد ، دستم به سمت کلید برق رفت
که با دادش سرجا موند:
-روششششششششن نکککککککککککککن
یا اباالفضل!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! ،به قول تران باز این وحشی شد؟؟؟؟ با چشای
سرخ شده ولی نگاه بی تفاوت گفت:
-با ماشینم خوش گذشت؟؟؟؟ تا این وقت شب چطور خوب بود ؟؟؟
با اینکه از ترس داشتم خودم و خیس میکردم ولی سعی کردم منم نگام سر و بی
تفاوت باشه ، قدمی جلو گذاشت و خودش و خم کرد رو صورتم حالا روی سرم
سایش افتاده بود و اتاق تاریک تر از اولش شده بود .
-آره جای شما خالی ،)خنده ای کردم و با پوزخندی ادامه دادم( عالی بود
یک لحظه نگاهش عصبی شد ولی بازم خونسرد، قدمی جلو تر گذاشت ، دقیقا جلو
صورتم قرار گرفت طوری که بینی هامون به هم میخورد.
-کسی بهت نگفته این وقت شب موقع بیرون رفتن نیست ، آقا گرگا میخورنتون؟؟؟؟
پوزخندی زد و ادامه داد: -شایدم عادت داری به شب گردی و ولگردی!!!!!!
کثااااااااااااااااااااااااااااااااااافت به من میگه ولگرد؟؟؟ با عصبانیت مشت محکمی به
سینش زدم و هولش دادم اونم که توقع نداشت قدمی عقب رفت، با عصبانیت و
لبایی که از حرصم باریکش میکردم گفتم:
-خوب گوشات و باز کن ، به خودم مربوطه کجا میرم کجا میام ، به تو هیچ ربطی نداره
با کی میرم با کی میام ، دخالت نکن کی میرم کی میام . ولگردم تویییییی که شعور و
romangram.com | @romangram_com