#غرور_و_عشق_و_غیرت_پارت_178

-امشب آقا آرتام خوب تشنه شو که خبری از سیراب شدن ، نیست میخوام ببینم
درمقابلم چجوری میتونی مثل همیشه خونسرد باشی و اون پوزخند مسرخت و رو
لب بیاری.
آروم گوشه دامنم و گرفتم و شنلم و که هستی روی سرم مرتب کرده بود و جولو
صورتم انداختم و از به کمک بچه ها از در خارج شدم . چشمم به دو تاکفش مشکی
ورنی افتاد، سرم وبالا تر گرفتم . کت شلوار سرمه ای خیلی شیک ، یک لحظه از تموم
این جذابیت ها نفسم بند اومد . ارتام پسر واقعا جذاب بود و مغرور ، صورتم
ونمیدید ، جلو اومد و درست روبه روم ایستاد ، فیلم بردار ازش خواست شنلم و از
صورتم کنار بده . آروم دستشو به شنلم برد و کمی عقب برد تا فقط گردی صورتم
دیده بشه . به کفشاش خیره شده بودم وقتی شنل کنار رفت ، آروم به چشاش نگاه
کردم . با چشایی که نمیدونم توش چی بود . به صورتم خیره شده ، تو چشاش برق
تحسین بود . چشاش قرمز شده بود . نگاهش و پایین انداخت بعد چند لحظه که
دوباره به چشام نگاه کرد بازم خونسرد بود ، بازم بیتفاوت ، با راهنمایی فیلم بردار
دستم و گرفت و درماشین خوشگلش و که سان روفش و باز کرده بود و با گل های

لیلیم و گل های دیگر به صورت قلب تزئین شده بود باز کرد . دست گلی زیبا و
شیک دستم داد و به سمت راننده رفت ونشست . تو راه نه من حرف زدم نه اون
کلافه بود این از حرکاتش کاملا مشهود بود به سمت باغی رفتیم واسه عکس ، یک
باغ خیلی خوشگل که عمارتی خوشگل وسط باغ بود .
عکس ها با ژست های مختلفی گرفته شد . یکی از عکسا که خیلی خوشم اومد رو
پله های مارپیچی عمارت ایستاده بودم و جلو دامنم و بالا گرفته بودم که پاهام و به
نمایش گذاشته بود ، طوری ایستاده بودم که انگار میخواستم از پله ها پایین بیام .
عکس دیگه جلوی عمارت گرفته شد که کفشام و در آورده بودم و دامنم و بالا داده
بودم و طوری ایستاده بودم که انگار دارم میدوئم و آرتام دستاش و دور کمرم حلقه
کرده بود و اجازه فرار نمیداد . نفسای گرمش پشت گوشم من و داغ میکرد.
عکس دیگه توی یکی از سالن ها بود که دستم روی بازهای آرتام بود و اون با نگاه
داغش دستش و دور کمرم حلقه کرده بود و بهم خیره شده بود . مرد بود و خوب با
عکسایی هم که ای خانوم عکس بردار میگفت هم من و قرمز میکرد هم آرتام و کلافه
. عکس دیگه توی قایق بودیم که توی استخر گرفته شده بود ولی به خاطر بزرگی

romangram.com | @romangram_com