#قشاع_پارت_94
-ببرش،نمی خوام ببینمش!
امیرعباس-هونیا بچه گرسنه است،باید شیر بخوره..!
با گریه گفتم:
-نمی خوام بهش شیر بدم،ازش بدم میاد..!
امیرعباس-یاعلی..یاعلی..هونیا...هونیاجان..اذیت نکن..!
عصبی و با گریه گفتم:
-تو اذیت می کنی..ببرش نمی خوام ببینمش حالم ازش بهم می خوره..
پرستار اومد و گفت:
پرستار-چی شده؟!
امیرعباس-نچ،نمی خواد به بچه شیر بده!
پرستار-خانمی بلند شو..بلند شو باید بچه اتو شیر بدی،تا حالا الت بد بود بهش شیر خشک دادن ولی دیگه باید بهش شیر بدی پاشو اینقدر ناز نکن که ناز کردنت برای سلامتی بچه ات خطر داره،بچه ت به اندازه کافی ضعیف هست..!
romangram.com | @romangram_com