#قشاع_پارت_244
تراشی،گریه،داد که همش به خاطر یه دلیل اونم حصاری که دور خودت کشیدی و نمی
ذاری نه من بهت نزدیک بشم نه خودت بهم نزدیک می شی نمی گیری که دارم از دل
برات درمی یارم نمی فهمی گریه هات به خاطر داد من نیستفبه خاطر سوزش صورتت
» به آ*غ*و*شش اشاره کرد « نیست،به خاطر اخم و تخم مادرم نیست چون تو اینجا نیستی
داری هر دومونو از بین می بری منم دارم عاصی می شم دارم می بُرّم هزار تا عامل به
وجود اومده که تو رو ازم بگیرن هزار تا علت دیگه هم هست که خودم بذارمت که ازم
بگیرنت..داری منو روانی می کنی!چه گ*ن*ا*هی کردم هونیا؟چون یه لحظه لغزیدم؟!مگه
خ*ی*ا*ن*ت کردم؟مگه پات نیستم؟!چرا یه حرفُ اینقدر بزرگ کردی؟من که عاشقتم من که
دارم می سوزم برات مگه الأن مهم نیست؟!چرا داری پشیمونم می کنی که باهات درد و
دل کنم،چرا داری کاری می کنی که دروغ بشنوی!؟من اون موقع نمی دونستم تا این حد
قراره عشقی بینمون باشه بهم حق بده بی انصاف من یه پسر مجرد بودم که دوازده سال
romangram.com | @romangram_com