#قشاع_پارت_210
امیرعباس با لحن عصبانی ولی تن صدای آروم گفت:
امیرعباس-با من اینطوری حرف نزن قاطی می کنم،تو وضعیت بهتر از من نیست..
-مــن؟!از چه نظر؟تو نمی تونی ولی من می تونم،میمیرم ولی تو رو از اینجا «به قلبم اشاره کردم» بیرون می کنم..
امیرعباس داد زد:
امیرعباس-چیه؟شیر شدی،پشتت گرم شد؟ولی اول و آخر اون که پشتتِ منم..پاتم از این خونه بیرونم نمی ذاری عشقم می کشه صیغه کرده بمونی!
-من فسخش می کنم..!
امیرعباس-تو خیلی بیجا می کنی حالا ببین روی سگ منو که بالا بیاری به نفع خودتِ یا به ضررتِ..اولین ضرر هم نداشتن سورنِ!
بالشُ برداشتم و پرت کردم طرفشُ جیغ زدم:
-بچه ی منه!!
امیرعباس با لحن جدی ولی آروم گفت:
امیرعباس-تحت کفالت غیر از توئه! «از جا بلند شدم لباسامو پوشیدم که امیرعباس راه نرفته رو به بیرون از اتاقُ برگشت و گفت» کجــا؟!
romangram.com | @romangram_com