#گریان_تر_از_گریان_پارت_194
نوشین خانوم:اتفاقا پیشنهاد خوبیه هرسه باهم برین اینطوری خیال ماهم راحت تره..._اخه شاید اقا هومن کاری داشته باشن درست نیست به خاطر ما از کارشون بیوفتن ما خودمون میریم سعی میکنیم زودتر برگردیم که شماهم نگران نشین.
مارال:راست میگه نوشین جون مزاحم اقا هومن نمیشن خودشون میرن.
نوشین:اصلا بذارین از خود هومن بپرسیم..هومن جان مامان شما کارخاصی داری.
هومن لبخندی زد نگاهی به مهرسا انداخت و گفت:مگه من جرات میکنم حرف مهرسا خانومو گوش نکنم چه کاری مهمتر از مهرسا جان...روبه من ادامه داد:شما بشینین داخل ماشین منم الان حاضر میشم...
تا خواستم مخالفت کنم نوشین خانوم مانع شد و هومنم رفت لباس بپوشه.
از جمع خداحافظی کردیم و از خونه خارج شدیم.
این همه ماشین اینجا بود دقیقا باید سوار کدوم یکیش میشدیم؟
romangram.com | @romangram_com