#گریان_تر_از_گریان_پارت_180


اولین قطره ی اشکم روی صورتم فروافتاد.

نمیدونم چرا ولی خیلی بهم برخورد این اولین باری بود که در جواب بی احترامی یه نفر اونم در حالیکه بی گ*ن*ا*ه بودم سکوت کردم.

حس کردم یه نفر کنارم ایستاد سرمو برگردوندم و هومنو درست در کنارم دیدم.

نمیدونم چرا ولی هیچ سعیی نکردم که غرورو بریزم توی چشام و باهمون چشای پر از غم ودلخوری بهش خیره شدم.

هومن:عذرمیخوام اگه مزاحم تنهائیتون شدم.

چشم ازش گرفتم و به اسمون خیره شدم در همون حال گفتم:مزاحم نیستین.

سنگینی نگاهشو روی خودم حس میکردم همونطور که نگام میکرد گفت:هیچ کاری در این دنیا بی جواب نمیمونه از نظر من کار امشب شما خیلی باارزش بود که در برابر کنایه هایی که در صحبتای شیده خانوم وجود داشت سکوت کردین من واقعا نمیدونم چرا الان اومدم اینجا و دارم این حرفو به شما میزنم فقط یه حسی بهم میگفت باید بهتون بگم که گاهی اوقات سکوت کردن به معنای خردشدن غرور انسان نیست بلکه فهم ودرایت اشخاصو نشون میده.


romangram.com | @romangram_com